کيميا
خوردن از سرِ سيري، خواب بي شب زنده داري، خنده بي [مايه] شگفتي، ناله و مويه بلند به هنگام مصيبت، و بانگ ناي در نعمت و شادماني، نزد خدا سخت ناپسند است . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
   1   2   3   4      >

امکان ندارد که انسان در جوانيدر دوراني که عواطف و احساسات و خلقيات، در حال رويش و بالندگي و شکل گيري است غرق در ماديات و شهوات باشد، نه به فکر و ياد خدا، نه به فکر محبت خدا و محبت به اوليا، نه به فکر همگامي با اوليا، نه به ياد آدم هاي خوب و انسان هاي والا، بلکه با غفلت محض! بعد ناگهان پير که شد، بگويد: توبه مي‌کنم! بله، خدا دست رد به سينة کسي نمي زند، آدمي را که هفتاد سال هم گناه کرده باشد، به آن جاده و آن خط راه مي دهد؛ اما نه آن گونه که انسان بتواند حرکت آن چناني و يک سير موفقيت آميز بکند. نه آن چنان که غرق بشود و نورانيت پيدا کند، نه آن چنان که خودش را در عبادات، در محبت خدا و در ياد خدا مستغرق کند، ديگر نمي شود؛ مگر در جواني درست عمل کرده باشد، مگر از جواني شروع کرده باشد، آن وقت مي‌شود در پيري استفاده کرد.



اين حالاتي که شما در کساني مثل امام در سنين بين هشتاد و نود سالگي مي بينيد، ادامه حالات جواني ايشان است. چون امام تقريبا 79 ساله بودند که به ايران آمدند و جمهوري اسلامي شروع شد؛ يعني امام از نزديک هشتاد سالگي اين مسئوليت هاي سنگين را شروع کرده است! وقتي که همه انسان ها در اين سنين، بازنشسته مي شوند و اهل افتاده در يک گوشه و در بستر و بي رغبتي و بي نشاطي نسبت به همه کارها! امام در آن سن، بزرگترين کارهاي عالم را شروع کرد؛ ادارة يک کشور، بلکه ايجاد يک نظام و قدم به قدم پيش بردن اين نظام! اين از جهت مشاغل و مسئوليت هاي مهم.



امام (رضوان الله تعالي عليه) از جهت معنوي هم همين طور بود! بنده اين را مکرر گفته ام؛ معمولاً امام در ماه رمضان، ديدار نداشتند. البته ما گاهي بين ماه رمضان مي رفتيم و با ايشان ملاقات مي کرديم – افطاري، يا به دليل ديگري پهلوي ايشان بوديم؛ يک بار يا دوبار – اما غالباً مردم ايشان را نمي ديدند؛ ماها هم کمتر از معمول مي ديديم. بعد از ماه رمضان که انسان ايشان را مي ديد، در يک ديدار و ملاقاتي که با مردم حرف مي زد، آدم به طور محسوس مي فهميد که اين مرد در اين ماه نوراني تر شده است – آدم، اين را حس مي‌کرد – پير مرد هشتاد و چند ساله – نزديک نود ساله – اين يک ماه حرکت مي‌کرد و پيش مي رفت! اين گونه حالات فوق العاده که يکي در پيري، مثل جواني در ميدان معنا و عرصه معنويت پيش برود، مربوط به جواني خود اوست.



عزيزان من، «جواني» است که «پيري» را شکل مي دهد. قدر جواني را بدانيدصفاي جواني، نورانيت جوانيشما جوان ها مثل آن لباس تازه يي هستيد که اگر آلودگي و چرک هم پيدا کند، با يک بار شستن، دوباره تميز مي‌شود؛ با مختصري تميز کردن، تميز مي‌شود، غير از آن لباس کهنة بيست سال گذشتة چرک مرده شده يي است که به هيچ وجهي نمي شود درستش کرد. انسان در سنين بالا آن طور مي‌شود! خداي نکرده اگر انسان، عمرش را با گناه گذرانده باشد، هر کاري هم بکند، آن رونق و شفافيت را پيدا نمي کند! ولي در جواني چرا؛ شفافيت در جواني، جزو ذات شماست. دل هاي شما نوراني است؛ اين را قدر بدانيد.
بيانات مقام معظم رهبري در جمع دانشجويان 1/11/1376.
 



 
ظ†ظˆظٹط³ظ†ط¯ظ‡: سيد جواد |  شنبه 1 تير 1387  ساعت 8:55 عصر 

سلام به همه دوستان شهيدان و عاشقان سيد الشهدا


دوباره اما ... ميدونيد چيه؟


دوباره يک در ديگر باز شد براي زيارت بهشتيان


از چندين باب جنت حسين عليه السلام 


شهدا همان ياران آخر زماني سيد الشهدا


از مقتلي ديگر


در کربلايي ديکر


اردوي راهيان نور غرب راه افتاد


کردستان/ کرمانشاه/ قصرشيرين/ بازي دراز و ....


هر که دارد هوس کرببلا بسم الله


از دهم تير تا دهم مرداد


شايد اين سفر ديگر ...


شايد ما را به دوستي قبول کنند


شايد ما را هم بژذيرند


والسابقون السابقون


ياعلي



 
ظ†ظˆظٹط³ظ†ط¯ظ‡: سيد جواد |  پنجشنبه 30 خرداد 1387  ساعت 11:11 عصر 

با سلام خدمت همه شهيدان و زائران و خاک بوسان قدمگاه شهيدان


سلام بر شهيدان هر روز و شب مهدي فاطمه


دوباره طلبيدن و من دارم براي چند روزي مي رم جنوب


جاي همه زائراني که دلشان را منطقه جا گذاشته اند خالي


دعا کنيد بپذيرند


دوباره خون شد دلم هواي کربلا کرد .....

 يا عي مددي

 



 
ظ†ظˆظٹط³ظ†ط¯ظ‡: سيد جواد |  چهارشنبه 4 ارديبهشت 1387  ساعت 12:13 عصر 
لبيک يا ابن الحسن است.سبز تر از اميد

 
ظ†ظˆظٹط³ظ†ط¯ظ‡: سيد جواد |  جمعه 30 فروردين 1387  ساعت 12:27 عصر 

ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون


خبر شهادت محبين ، عاشقين و شيعيان دلباخته حسيني تا مغز استخوانم را سوزاند.


دوبار باب الجنتي باز شد آنهم در ديار شيراز


آنهم در ميان مجلس عزا


عجب سعدتي


خوشا انانکه که در قحطي شهادت از مجلس حسين عليه السلام


تا عند الحسين


و تا عند رب الحسين


لاجرعه لبيک يا حسين را سرکشيدن.


يا ليتنا کنا معکم



 
ظ†ظˆظٹط³ظ†ط¯ظ‡: سيد جواد |  يکشنبه 25 فروردين 1387  ساعت 3:40 عصر 
   1   2   3   4      >

    ظ„ظٹط³طھ ظƒظ„ ظٹط§ط¯ط¯ط§ط´طھ ظ‡ط§ظٹ ط§ظٹظ† ظˆط¨ظ„ط§ع¯
[1/4/1387- 8:55 ع] پيري و جواني
[30/3/1387- 11:11 ع] دوباره اما ...
[4/2/1387- 12:13 ع] بار ديگر ...
[30/1/1387- 12:27 ع] سبز تر از اميد
[25/1/1387- 3:40 ع] هنوز هم فرصت هست
[24/1/1387- 1:17 ع] روزي براي بيان احساس
[24/1/1387- 1:7 ع] غسل زيارت شاهدان - شايد گام آخر
[24/1/1387- 1:5 ع] غسل زيارت شاهدان - گام پنجم
[6/12/1386- 5:47 ع] اربعين بياباني
[6/12/1386- 5:41 ع] کربلاي مدينه
[3/12/1386- 3:5 ع] غسل زيارت عاشقان - گام چهارم
[2/12/1386- 1:20 ع] غسل زيارت شاهدان - گام سوم
[2/12/1386- 12:21 ص] غسل زيارت شاهدان - گام دوم
[28/11/1386- 11:26 ص] غسل زيارت شاهدان - گام اول
[28/11/1386- 10:14 ص] گوهر جواني
[همه عناوين(18)]